تبلیغات
تمدن پرشکوه ایران باستان - 16 بهمن ماه (تقویم تاریخ)
شنبه 16 بهمن 1389

16 بهمن ماه (تقویم تاریخ)

   نوشته شده توسط: افشین م    نوع مطلب :تقویم تاریخ ایران تا پیش از انقلاب اسلامی ،

قتل سعدالدوله وزیر ارغون خان در مهمانی امیران لشكر
پنجم و به روایتی نهم فوریه سال 1291 میلادی امیران لشكر و اطرافیان ارغون خان ـ ایلخان مغول ایران ـ از فرصت افتادن وی در بستر بیماری استفاده كردند و سعدالدوله بزرگ وزیر او را كه مانع سوء استفاده های مالی و اسراف آنان از خزانه كشور بود به مهمانی دعوت كردند و در آنجا اورا كشتند.
     ارغون خان كه در پی خوردن «معجون طول عمر!» كه جادوگران برایش تهیه كرده بودند بیمار شده بود، دیگر از بستر برنخاست و درگذشت. وی به دور از چشم سعدالدوله معجون را خورده بود، زیرا سعدالدوله كه در عین حال پزشك او هم بود چنین معجونی را باورنداشت و آن را برای سلامت جسم زیان آور می دانست. سعدالدوله یك پزشك یهودی متولد ابهر زنجان بود و چون راههای جالبی برای جمع و خرج خزانه ایلخان ارائه داده بود كه به دلیل اسراف، فساد اداری و سوء مدیریت مقامات نظامی و دیوانی (اداری) او تهی از وجه بود به وزارت منصوب شده بود.
     سعدالدوله پزشك ویژه ایلخان متوجه شده بود كه میان بیماری ایلخان و وضعیت خزانه او رابطه مستقیم بر قرار است؛ به گونه ای كه هر وقت خزانه از پول تهی بود ایلخان هم بیمار می شد و این بیماری تا روزی كه تحصیلداران وجهی می آوردند در او باقی می ماند، لذا طرحی برای جلوگیری از اسراف و سوء استفاده سران لشكر و غنی ساختن خزانه به ایلخان داد كه اجرای آن موثر واقع شد و ایلخان وی را به وزارت برگزید تا خزانه اش هرگز خالی نماند و بیمار نشود.
     ایلخان پس از رهایی از آن بیماری مرموز (افسردگی و عوارض ناشی از آن)، به فكر طولانی شدن عمر افتاد و به دور از چشم سعدالوله از معجون جادو گران خورد؛ بیمار و فلج شد و درگذشت و « گیخاتو » برجای او نشست.

اخطار دبیر سندیکای روزنامه نگاران به ناشران نشریات
Barzin
در پی برکناری دو خبرنگار از کار، سندیکای تازه تاسیس روزنامه نگاران ایران شانزدهم بهمن ماه 1341 (5 فوریه 1963)اخطارکرد که در برابر اخراج بدون دلیل روزنامه نگار می ایستد و اگرهم دلیل اخراج موجّه باشد ناشر نشریه و یا مدیر رسانه های دیگر باید برحسب سوابق کار به روزنامه نگار اخراجی غرامت بپردازد که این غرامت نمی تواند برای هرسال کارکرد کمتر از سه ماه آخرین دستمزد باشد. سندیکا مشاور قضایی (وکیل) خودرا برای طرح شکایت ازجانب اخراجی به مراجع ذیصلاح خواهد فرستاد. دبیر وقت سندیکا همان روز اعلام کرده بود که سندیکا برای روزنامه نگاران «فری لنس = حق التحریری» که بیمار و یا دچار هرگونه آسیب بدنی شوند به هزینه خود دستیار و تایپیست خواهد گرفت تا در کارشان وقفه حاصل نشود.
    در نخستین مجمع عمومی سندیکا که 24 آبان 1341 در تالار دبستان دولتی فیروزکوهی واقع در خیابان آشیخ هادی برگزار شده بود مسعود برزین روزنامه نگار ملی گرا با اکثریت آراء به سمت دبیر سندیکا انتخاب شده بود. در این انتخابات داریوش همایون مفسر سابق روزنامه اطلاعات با چند رای کمتر دوم شده بود. در آن زمان، تنها انتخابات دمکراتیک ایران، انتخاب دوره ای دبیر و اعضای هیات مدیره سندیکای روزنامه نگاران بود. همین سندیکا که برغم مخالفت ناشران نشریات وقت تاسیس شده بود در جریان انقلاب یک اعتصاب عمومی اعلام کرد تا دولت تماما نظامی وقت نتواند اعلامیه هایش را به اطلاع مردم برساند و این اعتصاب که 62 روز روز طول کشید طولانی ترین اعتصاب روزنامه نگاران در تاریخ ژورنالیسم بشمار آمده است. برغم شرکت فعالانه سندیکای روزنامه نگاران در انقلاب، دو سال پس از پیروزی انقلاب، مقامات وقت فعالیت آن را محدود کردند که چراغ عمرش به تدریج رو به خاموشی نهاد.

سه سال حبس برای خلیل ملکی
شانزدهم بهمن 1344 محاکمه خلیل ملکی و سه تن از یاران او رضا شایان، میرحسین سرشار و علی شانسی در یک محکمه نظامی تهران آغاز شد. سرتیپ فرسیو مدعی العموم محکمه [که بعدا ترور شد] هنگام خواندن کیفرخواست از خلیل ملکی به عنوان رئیس جامعه سوسیالیستی و یکی از نهادهای وابسته به نهضت ملی ایران نام برد و گفت که مسلک و مرام [ایدئولوژی] آن جامعه ماهیت ضد سلطنت دارد!. خلیل ملکی به صلاحیت محکمه اعتراض کرد و گفت بفرض اینکه ادعای مدعی العموم درست باشد اتهام وارده؛ سیاسی است و طبق قانون، جای محاکمات سیاسی دادگاههای دادگستری است و دادرسی باید با حضور هیات منصفه صورت گیرد که تشخیص مجرم بودن و یا نبودن متهم با این هیات است.
    محکمه نظامی برغم این اعتراض قانونی بکار خود ادامه داد و در پایان کار؛ ملکی را به سه سال، سرشاررا به یک سال و دو متهم دیگررا هرکدام به 18 ماه زندان محکوم کرد.


در قلمرو اندیشه
فیلسوف رومی خودکشی کرد تا شاهد دیکتاتوری نباشد
کاتو دوم
«كاتو (ماركوس پورکیوس)» فیلسوف، نویسنده و سیاستمدار نامدار روم پنجم فوریه سال 45 پیش از میلاد در شمال آفریقا خودكشی كرد تا شاهد دیكتاتوری سزار و مرگ جمهوری و حكومت انتخابی نباشد كه پدر بزرگش (ماركوس پوركیوس كاتو اندیشمند معروف) ضوابط و قواعد آن را تنظیم كرده بود.
     كاتو دوم (معروف به نوه یا كاتو جوان) در رساله خود «خرد فردی و خرد گروهی» نوشته است:
     سه عامل است كه موجب ارضای خاطر یك فرد می شود و این سه عامل عبارتند از: جرات (دلیری و نترس بودن و خطر كردن)، صداقت (دروغ نگفتن، رو راست بودن و وفاداری) و ساده زیستن (عادت داشتن به زندگانی ساده، همانند توده مردم و لذت بردن از آن و دوری گزیدن از تجملات و اسراف).
     وی در همین كتاب فساد دولتی و ارتشاء را بذر انحطاط یك جامعه خوانده و نوشته است كه تردید دارد دست اندركاران فساد دولتی به جامعه (مردم و وطن) علاقه داشته باشند و پیش از ارتكاب فساد یك لحظه به سلامت كشور و آینده آن اندشه كنند.
     كاتو در جریان نزاع سزار و پمپی (دو ژنرال و كنسول ارشد روم) جانب پمپی را گرفته بود و گفته بود كه حمایت از پمپی دفاع از حكومت انتخابی، قانون و حقوق اتباع است. كاتو دوم به شمال آفریقا رفته بود كه ساكنان رومی آن بر ضد سلطنت و حكومت جباران بودند تا آنان را برضد سزار برانگیزاند كه در آنجا شنید سزار بر پمپی فائق آمده و شكست دادنش، دیگر امكان پذیر نیست. لذا، از فرط یاس خودكشی كرد.


در دنیای تاریخ‌نگاری
نظر مورخ سویسی درباره کوروش، ایرانیان و یک کنفدراسیون جهانی
Aegidus Tschudi
پنجم فوریه زادروز اجیدیوس تشودی (آژیدیوس) Aegidus Tschudi تاریخنگار و فیلسوف سویسی است كه در 1505 به دنیا آمد و 67 سال عمر كرد و سه اثر بزرگ از او باقی مانده است. وی در تالیفات خود اشاره كرده است كه تا جهان به صورت یك كنفدراسیون درنیاید كه هر جامعه آن یك كامیونیتی دمكراتیك باشد، بشر روی آرامش و آسایش كامل به خود نخواهد دید و در چنین وضعیتی، ملل كوچك و ضعیف مجبورند دائما از ملل قویتر در هراس باشند و در جوامع داخلی نیز مبارزه و درگیری برسر كسب قدرت مانع از تامین حلاوت زندگانی برای افراد (اتباع معمولی _ عوام الناس) خواهد شد و به عبارت دیگر؛ انسان در این وضعیت زندگانی خوش و ارزشمند نخواهد داشت. رئیس و مدیران یک ملت باید صدیق و بی نظر و هدفشان تامین سعادت همگان باشد[ذاتا خودخواه نباشند].
     آژیدیوس عقیده دارد: تا روزی كه ایجاد یك كنفدراسیون جهانی عملی نشود، باید مللی كه دارای فرهنگ و تبار مشترك هستند و در طول زمان به عللی از هم جدا افتاده اند برادروار و بدون دشواری های مرزی و از این قبیل با یكدیگر روابط، همگاری و همیاری داشته باشند.
    Aegidus Tschudi در کتاب خود ـ کنفدراسیون ـ نوشته است که راه حل مسائل انسان از جمله قطع جنگ، جنایت، فقر و بدبختی ایجاد یک کنفدراسیون جهانی مرکب از همه ملل است و این، راه حل تازه ای نیست؛ کوروش بزرگ ـ شاه ایرانیان پنج قرن پیش از ولادت مسیح فرضیه ایجاد یک جامعه مشترک المنافع جهانی را اعلام داشت و به اجرا درآورد که پس از او، ناسیونالیسم ایرانی غلبه کرد و انترناسیونالیسم کوروش در آن محو شد. آژیدیوس (تلفظ فرانسوی این نام) كوروش ایران را شایسته ترین زمامدار در طول تاریخ معرفی كرده و نوشته است: از دید کوروش (سایرس = سیروس) انسان بدون داشتن جهانی کنفدراتیو زندگانی خوش و ارزشمند نخواهد داشت. آژیدیوس سپس وارد ریشه و نژاد کوروش شده و نوشته است: ایرانیان آرین که کوروش (سایرس = سیروس) یکی از آنان بود هیچگاه بت پرست نبودند، زرتشت را یك آموزگار كامل و راهنما می دانستند نه فرستاده از سوی خدا. در میان آنان روسپیگری (خودفروشی زنان كه در یونان باستان و ... دیده می شد) وجود نداشت، مهربان و باگذشت بودند، به دسترنج دیگران طمع نمی كردند، دروغ نمی گفتند، ریا و تزویر را نمی شناختند و بنابراین شایسته صفت «نجیب (نوبل)» هستند كه مورخان همراه اسکندر مقدونی در جریان تعرض او به ایران این صفات را در میان ایرانیان کشف کرده و برنگاشته اند. کوروش از میان این مردم دارای این صفات پا به عرصه وجود گذارد.
    آژیدیوس سویسی هارا ستوده و آنان را انسانهایی كه باهم دشمنی و سر نزاع ندارند توصیف كرده است. وی نوشته است كه یك دولت رشید، بالغ و بدون عیب همواره نگران رفاه و احوال اتباع بویژه سالخوردگان است، اتباعی كه به پایان عمر چشم دوخته اند و امید ندارند.


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر