تبلیغات
تمدن پرشکوه ایران باستان - 8 بهمن ماه (تقویم تاریخ)
جمعه 8 بهمن 1389

8 بهمن ماه (تقویم تاریخ)

   نوشته شده توسط: افشین م    نوع مطلب :تقویم تاریخ ایران تا پیش از انقلاب اسلامی ،

ادعای عمّان نسبت به قشم به تحریك لندن
«سعید بن احمد» از منطقه عمّان (عمان و مسقط) با سوء استفاده از خروج امیر كبیر از صحنه حكومتی ایران و به تحریك و پشتیبانی انگلیسی ها در ژانویه 1854 مدعی جزیره قشم و نواحی اطراف آن شد! كه كاری از پیش نبرد. وی پسر و ولیعهد سلطان وقت عمّان بود. از زمان ورود انگلیسی ها به خلیج فارس، این دولت هرگاه كه اقتداری از دولت ایران مشاهده می كرد و یا اینكه امتیازی می خواست اعراب خلیج فارس را علیه تهران برمی انگیخت؛ تاكتیكی كه گفته شده است دولتمردان آمریکایی از نوامبر 1979 به آن متوسل می شوند. انگلیسی ها در دهه 1850 برسر هرات با دولت ایران اختلاف نظر و مرافعه داشتند که منجر به اعلان جنگ دولت انگلستان به ایران در یکم نوامبر 1856 و تصرف بوشهر در ژانویه سال 1857 و نقاطی دیگر در خوزستان شد. تحریک عمّان به طرح ادعای مالکیت قشم نیز از همان دست بود.

مصدق ملّی شدن شیلات دریای مازندران را شخصا به سفیر شوروی اعلام کرد
مصدق و سادچیکوف

هشتم بهمن 1331 (28 ژانویه 1953) دكتر مصدق رئیس دولت وقت سادچیكوف سفیر شوروی در تهران را به دفتر خود فراخواند و با برخوردی بسیار دوستانه به او اطلاع داد كه از دو روز دیگر شیلات دریای مازندران در دست ایرانیان قرار خواهد گرفت و شوروی دیگر دستی در آن نخواهد داشت و خواسته است شخصا و حضورا این مطلب را به وی بگوید تا به مسکو منعكس كند که قطعا آن دولت (شوروی) در جریان قرار داشته است.
     دکتر مصدق در این دیدار به سادچیکوف گفت که این اقدام نباید باعث دلخوری دولت شوروی شود. ما دیگر قرارنداریم که منابع خود را در اختیار دیگران بگذاریم و آنان را كارگزار خود قرار دهیم. فروش تولیدات مازاد بر مصرف داخلی به خارجیان، نه تنها مانعی نخواهد داشت بلكه بر پایه بهای عادلانه بین المللی و حفظ منافع ملی تشویق هم خواهد شد.
    قبلا وزارت امورخارجه ایران به دولت شوروی اعلام کرده بود که ایران مایل نیست قرارداد شیلات (صید ماهی در دریای مازندران) را تمدید كند؛ زیرا كه سیاست ایران بر این مدار قرار گرفته است كه بهره برداری از منابع ملّی خود را به خارجی نسپارد. به این ترتیب شیلات ایران نیز از دست خارجی بیرون آمد.

كنگره انقلاب اداری ایران ؛ تصمیمات و نتایج كار - مسائل اداری ایران را باید به صورت انقلابی حل کرد
25 ژانویه 1968 (پنجم بهمن 1346) در سومین روز كنگره انقلاب اداری ایران، سخنرانان ناگهان دست ار ملاحظه كاری و ترس از ساواك برداشتند و خواستار یك انقلاب اداری واقعی در ایران شدند و گفتند كه از طریق متعارف، مسائل اداری (بوروكراسی) ایران را كه از زمان قاجاریه رو به وخامت گذارده و دارد از كنترل خارج می شود نمی توان حل كرد و برای رفع دشواری های اداری باید به صورت انقلابی عمل شود به همان گونه كه در دهه 1330 بر در ورودی سازمان ثبت اسناد كشور قفل زدند و آن را كه به صدور اسناد تملك برای مسیلها و ... دست زده بود تصفیه و نوسازی كردند. توصیه های این كنگره مورد توجه قرار نگرفت و بوروكراسی بد كه مردم را كلافه كرده بود از علل انقلاب 1357 بود كه به نظر می رسد به زدن ریشه آن باز هم توجه نشده است و اینك به صورت بزرگترین مشكل جمهوری اسلامی درآمده است.
    كنگره سال 1346 مركب استادان و كارشناسان این حرفه در پایان جلسات خود پیشنهادهای متعدد ارائه كرد از جمله منطقه ای كردن بودجه بعضی سازمانها، سپردن امور شهری نظیر آب و برق و تلفن به شهرداری ها، تشكیل شوراهای شهر و استان و شوراهای منطقه ای آموزش و پرورش و بهداری، اجرای قواعد بازرسی و تشویق و تنبیه علم اداره و مدیریت سازمانهای عمومی در ادارات دولتی ایران، انتخاب مدیران دوائر اداری سازمانها از میان تحصیلكرده های این رشته بر پایه تجربه و شایستگی و از طریق امتحان و مصاحبه و بالاخره ایجاد یك سازمان بازرسی مركزی مستقل (جدا از بازرسی وزارت دادگستری معروف به بازرسی کل کشور) برای رسیدگی به شكایات و نیز بازرسی سرزده از ادارات دولتی، و در صورت كشف قصور اقدام سریع با انتشار در رسانه ها به منظور تنبه دیگران و در صورت لزوم ارجاع پرونده ها به دادگستری.
    در جلسات کنگره پیشنهاد شده بود که برای هر رسته و صنف یک شورای عالی تاسیس شود تا قواعد و ضوابط مربوط را تهیه کند از قبیل شورای عالی هنر،کار، مطبوعات، کتاب، معادن و ....
    در این جلسات خواسته شده بود که ایران هم بمانند سایر کشورها دارای یک کمیسیون دائمی انتخابات، مستقل از سه قوه حکومتی شود و رای دهندگان قبلا داوطلبانه ثبت نام کنند و کارت انتخاباتی بگیرند و تنها در منطقه «مشخص شده» خود رای بدهند.
    تاریخ (مرور زمان) نشان داد از توصیه های این كنگره با همه تبلیغی كه برایش شده بود، جز تاسیس شوراهای آموزش و پرورش منطقه ای و ایجاد شوراهای شهر و استان و سازمان بی خاصیت بازرسی اداری كل (بازرسی شاهنشاهی) به اجرا در نیامدند. از بازرسی اداری کل (سازمان بازرسی شاهنشاهی) با انتصاب جمعی بازنشسته از كار افتاده به عنوان بازرس، آن هم به توصیه اصحاب نفوذ و قدرت كار موثری بر نیامد و طلسم بوروكراسی پیچیده ایران که به صورت گره ای کور درآمده است شكسته نشده است.

انتقاد تند و علنی شاه از «کارتر» ـ شاه «کارتر» را مسئول ناآرامی های ایران و ... اعلام کرد
مجله تایم در آخرین شماره ژانویه 1979 (بهمن 1357) خود نوشت: شاه كه تهران را ترک گفته و در مصر بسر می برد گفته است كارتر (رئیس جمهور وقت آمریكا) بود كه به او اشاره كرد اگر در برابر تظاهركنندگان و اعتصابات شدّت عمل نشان دهد نمی تواند روی حمایت آمریكا حساب كند. شاه افزوده بود مخالفان او كه متوجه این قضیه شده بودند بر شدت مخالفت و تظاهرات خیابانی و اعتصابات افزودند و اكثریت ساكت و بی تفاوت جامعه را هم به حركت درآوردند و امور کشور فلج شد. به نوشته تایم، شاه گفته بود: كارتر تصور می كند (می كرد) كه دیگر نیازی نیست كه ایران ژاندارم خلیج فارس باشد و این كار را ناوگان آمریكا بدون واسطه (بدون ایران) هم می تواند انجام دهد. به علاوه، شاه تنها عاملی در ایران نیست كه بتوان به وجود او و به ویژه برای ایجاد سد در برابر گسترش نفوذ مسکو در آسیای غربی متكی بود و ....
    شاه در مصاحبه دیگری کارتررا فاقد تفکر سیاسی و احاطه بر رویدادهای تاریخ حتی تاریخ قرون 19 و 20 خوانده و گفته بود کارتر به دلیل بی اطلاعی از اوضاع جهان، تحت تاثیر و نفوذ اطرافیانش است و کارهای او تحت تلقین دیگران برای آمریکا مشکلاتی خواهد آفرید که دهها سال ادامه خواهند داشت.
    شاه پس از ترك ایران، یك بار هم گفته بود كه كارتر مذاكرات محرمانه سران غرب در «گوادالوپ» را كه قرار بود درباره چین و شوروی باشد به بحث درباره ناآرامی های ایران تبدیل كرده بود و نظر موافق شركت كنندگان را به رفتن او! از ایران جلب كرده بود. شاه گفته بود كه این اطلاعات را از منابع نزدیك به صدراعظم آلمان كه در مذاكرات گوادالوپ شركت كرده بود و نظر دیگری داشت به دست آورده بود و در این جلسات، ژیسكار دستن رئیس جمهور فرانسه از نظر كارتر حمایت كرده بود زیرا كه فرانسه به ایران بدهكار بود و می خواست كه به صورتی این پول را پس ندهد.
    اصحاب نظر در تفسیر اظهارات شاه به مجله تایم که اواخر ژانویه 1979 انتشار یافت (پاراگراف اول این مطلب که در بالا آمده است) گفته بودند که اعتراف شاه به اینکه حرف شنو آمریکا بوده «تاریخ» اورا خرابتر کرده است. به باور این مفسزان، «تاریخ» كه این اعترافات دیرهنگام شاه را ثبت خواهد کرد، آنها را دلیل دیگری بر وابسته بودن و عدم استقلال او بشمار خواهدآورد. شاه كه سلطنت و هم حكومت می كرد باید فردی مستقل بود و بر پایه منافع كشور و خواست ملت عمل می كرد و بر سر این دو اصل معامله نمی كرد و آنها را وجه المصالحه قرار نمی داد. مقامی كه «آریامهر» خطاب می شد نباید از بیگانه حرف شنوی می داشت و ....
کارتر پس ازانتخاب شدن به ریاست جمهوری آمریکا ضمن سفر خود به گرد جهان از تهران هم دیدن کرد و درجریان ضیافت شاه (عکس بالا) ایران را جزیره آرامش نامید!



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر